قهرمان ميرزا عين السلطنه

1651

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

نبودن پرنده يكشنبه 24 ربيع الثانى - ديشب ميان رخت‌خواب تازه‌گل خيار چنبرى گذاشتند . با وجود خستگى نيم‌ساعت بيشتر مرافعه بود و خنده‌ها كرديم . از بز شيطان‌تر است ، اما در بعضى مواقع از موش ترسوتر . بارى سه ساعت و ربع به دسته مانده سوار شديم . ديروز و امروز من هرچه تفحص كردم يك پرنده در تمام اين باغ و اين مسافت تا شهر و خارج شهر نديدم ، حتى كلاغ و چلچله و ابابيل . مىخواهم بگويم گنجشك كه همه‌جا هست ديده نشد . هرچه فكر كردم جهت را نفهميدم . راه سربالا [ بود ] آبادى هيچ نداشت . خارشتر و بوتهء اسفند فقط در صحرا بود . از گردنهء كوچكى گذشته شهر ناپديد شد . همه‌جا از ميان مسيل گذشتيم تا به مزرعهء سوكان « 1 » رسيديم . سيل همه‌جا را خراب كرده . چهار اسب با اين‌همه آدم و بار و سنگينى دليجان خيلى خسته شده به زحمت مىرفتند . هرجا مىرسيم دو روز قبلش سيل آمده است . حاجى همدانى الحمد لله ديروز رفته است . زن تلخ متكبرى داشت . گويا خدمت حاجى خيلى سوگلى تشريف داشت . طويله‌اى تازگى جهت اسبهاى چاپارخانه ساخته‌اند كه فقط همان بود . اسبها را برده بودند ناچار پياده شديم . سه ساعت و ربع اين راه طى شد . گفتند سه فرسنگ است امّا نبود . در سايهء درخت مدت دو ساعت و نيم توقف شد . ناهار چلو با خورش كدو بود . تازه‌گل خوراكى هم با گوشت درست كرد . اسبها را خوراك داده بودند سوار شده ، همه‌جا باز سربالا و در مسيل بود . خيلى به زحمت اسبها مىرفتند . از دو سه مزرعهء كوچك گذشتيم . سورچيها اغلب ترك و غريب اين ولايت هستند . جز اسم منزل جاى ديگر را نمىدانند . از اين جهت اسم دره ، كوه ، گردنه ، ده و مزرعه بر ما مجهول مىماند . نصف راه تا آهوان طى نشده بود كه هشت رأس اسب سوكان رسيد . فورا اسب را عوض كردند ، اما ديگر نزاع و گفتگوئى نكردند . انعام آن منزل را سورچى اولى گرفت ، اين منزل را واگذار كرد . آهوان همه‌جا سربالا تا آهوان رفتيم . دو ساعت و سه ربع كشيد . اينجا سرد و جو هنوز سبز است . نسيم خوبى مىآيد ، ليكن بسيار جاى كثيفى است . آبادى آن چاپارخانه و دو سه خانه با يك كاروانسراى شاه عباسى است . اين كاروانسراها را تا مشهد مقدس همه را مرحوم حاجى علينقى كاشانى تعمير كرده . خدايش رحمت كند ، بسيار زحمت كشيده و

--> ( 1 ) - معلوم نشد چه نوع اسبى است و چه خصوصياتى دارد ( مسعود سالور ) .